جاهد ملک زاده
نويسنده :  جاهد ملک زاده

نميدونم بايد دق کنم و بميرم يا اينکه زنده بمونم و بازم اينجور چيزارو ببينم!:


 


 


 


اين داستان ادامه دارد...


بميريم!


بميريم!


درين خانه بميريم.


درين خانه خدا نيست!


غريبانه بميريم...



پ.ن:ماجراي دانشگاه زنجان:


در سايت پربيننده يوتيوب فيلم کوتاهي از ورود غافل گيرکننده دانشجويان دانشگاه زنجان به دفتر يکي از معاونان اين دانشگاه که گفته شده قصد "تعرض" به دختري دانشجو را داشته است، در دسترس بازديدکنندگان سايت گذاشته شده است. در فاصله اندکي پس از آن که رسانه هاي دانشجويي شامگاه شنبه خبر "تعرض" حسن مددي، معاون فرهنگي و دانشجويي دانشگاه زنجان را به يک دانشجوي دختر منتشر کردند، پخش اين فيلم که با دوربين تلفن همراه دانشجويان گرفته شده از سايت يوتيوب باعث شد که اين موضوع جنجالي در سطحي وسيع به آگاهي هزاران هزار کساني که اخبار رويدادها و مسائل ايران را از طريق اينترنت دنبال مي کنند برسد. علاوه بر اين گفته شده که دختر دانشجو دستگاه ضبط صوت به همراه داشته و حرفهاي آقاي مددي را پيش از ورود ناگهاني دانشجويان به اتاق ضبط کرده است. در ماههاي اخير اعتراضهاي دانشجويي ديگري در شهرهاي تبريز و کرمانشاه در ارتباط با هتک حرمت از دانشجويان دختر بوسيله مسوولان دانشگاهها مطرح بوده است. اما ظاهرا از آن موارد شواهدي چون فيلم و نوار صدا در دست نبوده است. اکنون دانشجويان دانشگاه زنجان با استناد به اين شواهد دست به به تحصن زده اند و خواستار استعفاي وزير علوم شده اند.


- سه‏شنبه 28/3/1387 ساعت 6:25 عصر
نويسنده :  جاهد ملک زاده

I feel like I"ve


been locked up tight


for a century of lonely nights


Waiting for someone


to release me


 


You"re lickin" your lips


and blowing kisses my way


But that don"t mean


I"m gonna give it away


Baby baby baby


 


Ooohhh, "my body"s sayin" lets go"


Ooohhh, "but my heart is sayin" no"


 


If you wanna be with me


Baby there"s a price to pay


I"m a genie in a bottle


You gotta rub me the right way


 


If you wanna be with me


I can make your wish come true


You gotta make a big impression


Gotta like what you do


 


I"m a genie in a bottle baby


Gotta rub me the right way honey


I"m a genie in a bottle baby


Come come, come on in and let me out


 


The music"s playing


and the lights are low


Just one more dance


and we are good to go


Waiting for someone who needs me


 


Horemones racing


at the speed of light


But that don"t mean


It"s gotta be tonight


Baby baby baby


 


Ooohhh, "my body"s sayin" lets go"


Ooohhh, "but my heart is sayin" no"


- چهارشنبه 22/3/1387 ساعت 11:2 صبح
نويسنده :  جاهد ملک زاده

قيصر! بي تو لب از سخن دوخته ايم


چون لاله نه، مثل تو جگر سوخته ايم


 


آخر ما در کلاس دَرسَت استاد


دستور زبان عشق آموخته ايم


- سه‏شنبه 3/2/1387 ساعت 8:39 عصر
نويسنده :  جاهد ملک زاده

هزار دستان به چمن دوباره آمد به سخن


که اي خفته از رنج دي ببين جشن گلهاي من


بکن دل ز نقدينه جان بنه در کف مي فروش


کنار گل و لاله دو جامي بزن


بنوش و چشم از مهر و مه بپوش


مکش منت آسمان به دوش


مده دست و با دست بي نمک


نمک جز لب با نمک


 


جزاي کردار ستم پيشگان دهد نفخه صور


دواي درد دل دلدادگان بود شور و نشور


بسوزد از شر بشر يکسر خشک و تر


نماند آخر زين حيوان اثر


نيرزد اين جهان بدين که بهر دل دل شکني


برون کني پيرهني از تني


مکن اين طنازي با ما


عبث به خود مينازي جانا


از اين بلند پروازي دانم


کاخر شکار بازي جانم


 


همه شب سر بردن به يک دل دوجا


نگران کين دوران نماند به جا


تو مشو مايه آوارگي


دست منو دامان تو


بنما چاره بي چارگي


ما و عهد وپيمان تو


ريشه گر حاصلش اين بار نيست


تو مده لاله دگر خار نيست


جاهد اين ميکده را آب گرفت


کس دراين معرکه هوشيار نيست


- شنبه 24/1/1387 ساعت 10:15 عصر
نويسنده :  جاهد ملک زاده

سلام،عيدتون مبارک.بريم سر اصل مطلب:شايد من دنبالش رفتم،شايدم اون دنبال من اومد!نمي دونم!خيلي وقت بود ذهنم مشغول زندگيم شده بود،حدود بيست و اندي سال...وقت زياديه واسه فهميدن واقعيت.اين واقعيت که کي هستي و از کجا اومدي و کجا ميري و چه جوري ميري و با چه حالي مياي و ميري؟سه روز مونده به يال تحويل رفتم پيش دکتر،واسه يه چيزه ديگه رفتم و سر چيزه ديگه اي چهار ساعت حرف زديم!درست نيست بگم چي گفت و چي گفتم و چي رد بدل شد ولي نتيجش زندگيمو دگرگون کرد!يه داستان واقعي که من سومين نفر روي کره زميني هستم که از اين ماجرا خبر دار شدم.زميني که اگه بخاين بدونين کجاست بايد از زبون بيل برايسون بشنويين:يه ميز نهار خوري رو فرض کنيد که روش يه روميزيه سياه پهن کردن.يه مشت نمک بپاش رويه اين زمينه سياه،يه دونه از اون دونه هاي نمک کهکشان راه شيريه که ما يعني منظومه شمسي تويه يکي از بازوهاشه.حالا هزار و پونصدتا ازين ميز کنار هم بذار............اين جهان اونه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!حاشيه نريم!خلي از ما تجربه اي از مرگ نداريم و وقتي بهش آگاه ميشيم که مرده باشيم!بر اساس تعاليم انساني منحرف تئيه جامعه ما،يه يارويي اون پايينه تا با پتک بزنه تويه سرت و موهات از فرط ترس سفيد بشه و صدايه خورد شدن استوخونات تورو شکنجه ميده!اما حقيقت اين نيست!چه شبي بود اون شب وقتي کنار جاده منتظر تاکسي بودم.روح انسان از بين نميره بلکه به قول يه بزرگي در زمان بين اين دو حادثه بزرگ که من برداشم دميده شدن روح و هنگامه قيامتِ ،روح انسان بارها زندگي خاهند کرد.در غالب زندگي هاي متفاوت!يکي مثل اليزابت هشتاد و شش بار مرده وزنده شده وزندگي هاي متفاوتي،از يه بچه کوچولو تويه يه درياي وسيع گرفته تا يه زن روسپي تويه آلمان که آخرشم بر اثر سفليس مرده!بعضيام مثل خليل جبرا اعتقاد دارند که در آينده اي ديگه مادره ديگه اونو با جسمي ديگه آبستن ميشه!يا عطار!


مسلمانان من آن گبرم که بتخانه بنا کردم


شدم بر بام بتخانه درين عالم ندا کردم


صلاي کفر در دادم شما را اي مسلمانان


که من آن کهنه بتها را دگر باره جلا کردم


از آن مادر که من زادم دگر باره شدم جفتش


از آنم گبر ميخوانند که با مادر زنا کردم


به بکري زادم از مادر از آن عيسيم ميخوانند


که من اين شير مادر را دگر باره غذا کردم


اگر "عطار" مسکين را درين گبري بسوزانند


گوه باشيد، اي مردان که من خود را فدا کردم


ميتونم آروم شباي رو سر به بالين بزلرم بدون ترس از مرگي که حول وحوشه يازده سالگي منو تا مرز صد سالگي رسوند.دونستن اين حقيقت تويه زندگي اين لحظم خيلي تاثير گذاشت!حتي چايي خوردن آدم رو عوض ميکنه.دوست دارم اين واقعيت رو همه شما درک کنين و بهش برسين که:


تنها عشق حقيقت دارد


 


کتابي به همين اسم نوشته پروفسور وايس تويه قفسه هاي کتابفروسيا هست که روح همتون دنبال واقعياتيه که تويه اون نوشته شدس!جواب معماي بزرگ زندگي رو تويه اون ميتونين پيدا کنين!ازتون ممنونم دکتر که منو باهش آشنا کردي،حالا ميتونم به اون موضوعي که اون شب اومدم خدمتتون راحت تر فکر کنم.نميدونين چقدر اين تعطيلاتي که با نبود ماهي قرمز سفره هفت سين شروع کردم چه قدر بهم چسبيد!


 


شمال و دريا و خزرشهر و فريدون کنار ديگه او شمال و دريا و خزر شهر و فريدون کنار تکراريه سالايه پيشم نبود.دفعه هاي قبل استاد ميخوند و من گوش ميدادم وتويه مستيه خودم فرو ميرفتم اين بار لب دريا و مهموناش مهمونه صداي ناهنجار من بود!


 


شايد باور نکنين ولي اين يه حقيقته:من سه هزار سال پيش تويه يه غار که فک کنم تويه آسياي شرقي بوده باشه با پدر و مادرم که تويه بستر بيماري بودن زندگي کردم!


 


شماچطور؟


 


- شنبه 10/1/1387 ساعت 1:37 عصر
نويسنده :  جاهد ملک زاده

اندر دل من مها دل افروز تويي  


 ياران هستند ليک دلسوز تويي


 


شادند جهانيان به نوروز و به عيد


عيد من و نوروز من امروز تويي


- چهارشنبه 29/12/1386 ساعت 11:9 عصر
نويسنده :  جاهد ملک زاده

اسم شما و خصوصيات شما!


 


اين سوالها را پرسيدم تا برايتان بگويم که : پيشينيان که دانسته‌هايشان براساس خرد و حکمت باستان بود، دريافته بودند که حروف و اعداد اسرار و رموز پنهان و تاثيرات خاصي دارند. در آغاز و دربسياري از و فرهنگها و مذاهب، نامها به عنوان ابزاري جهت رشد و بستري براي تکامل شخصيتها بوده‌اند. مطمئناً نامها همواره مفاهيم ساده و رواني جهت برقراري ارتباط و مشخص شدن هويت شخص هستند، با اينحال مردمان قديم در گذشته به خوبي فهميده بودند که هر اسمي فرکانس انرژي خاصي را با خود حمل مي‌کند که بر زندگي حامل اسم بسيار تأثيرگذار است.اين تأثيرگذاري را بسياري از تمدنها و ملل در نقاط مختلف کرة زمين دريافته و مورد استفاده قرار داده‌اند. به عنوان مثال بوميان امريکا سنت جالبي داشته‌اند، کساني که يک مقطع از زندگي را تمام کرده و وارد فاز مهم ديگري از زندگي مي‌شده‌اند، نام خود را عوض مي‌کردند. در برخي قبايل سرخپوستي نيز بعضي افراد دو نام داشتند، يکي از آنها هرگز به صورت عمومي آشکار نمي‌شده، علت اصلي هم قدرت موجود در آن بوده که مي‌توانسته به شخص ديگري منتقل شود. در قرن هفدهم هم اروپائيان با استفاده از آناگرام، روش به هم ريختن حروف يک کلمه و ساخت کلمات جديد از روي آن، به اين نتيجه رسيده‌اند که با به هم ريختن نام اشخاص مي‌توان به کلمه‌ي براي بررسي شخصيت فرد دست يافت. مثلاً پت مستعد و باهوش است. گرتا بزرگ است و دورا هم مانند جاده هميشه در سفر است.


 


برخي از اسکيموها وقتي پير مي‌شوند براي خود اسم جديدي انتخاب مي‌کنند، و اميدوارند که با اسم جديد نيرو و توان تازه‌اي به آنها داده شود.در اندونزي نيز پس از تحمل يک دروه رنج و ناراحتي شديد و طولاني يا بيماري سخت اسم خود را عوض مي‌کنند، آنها معتقدند که با اين کار شيطان را براي پيدا کردن مجددشان گيج مي‌کنند و اين آشفتگي باعث مي‌شود که اندوه و حزن ديگر آنها را پيدا نکند.در مذاهب گوناگون و کتب مقدس نيز مثالهايي در اين زمينه وجود دارد. در انجيل شخصيتهاي بسياري هستند که با تغيير مکان و موقعيت از محلي به محل ديگر يا پايان يافتن يک دوره رنج ومحنت نامشان تغيير کرده است(مسيح، مي‌ديد که شعمون نبي اعتماد به نفس زيادي ندارد، نام اور ا به پيتر تغيير داد(سارايي در سن 90 سالگي، پس از تحمل سالها نازايي، نام خود را به ساره تغيير داد. در سنت يهوديان، تا به امروز هم وقتي کسي از بيماري طولاني رنج مي‌برد، نامي براي او انتخاب مي‌شود به اين اميداست که فرکانس انرژي نام جديد او را براي زندگي تازه و سرشار از سلامتي کمک کند.به هر حال چه اين اعتقادات وسنتها به طور کامل درست و واقعي باشند و چه در طول ساليان بسيار دستخوش تغيير يا آميخته به خرافه شده باشند، وجود اين عقايد مشترک در بين اديان و ملل گوناگون، نشان دهندة اين است که اقوام گذشته خوبي از قدرت کلمات و تأثير نام روي سرنوشت، شخصيت و حتي وضعيت فيزيکي افراد آگاه بوده‌آند.


- پنجشنبه 23/12/1386 ساعت 11:15 صبح

فهرست
12972 :کل بازديدها
15 :بازديد امروز
پيوندهاي روزانه
موضوعات وبلاگ
حضور و غياب
درباره خودم
جاهد ملک زاده
جاهد ملک زاده[104]
دانشجوي م.ک علوم دامي دانشگاه آزاد مشهد. به آواز اساتيد بزرگ ايران گوش کنيد!
لوگوي خودم
جاهد ملک زاده
جستجوي وبلاگ من
 :جستجو

با سرعتي بي‏نظير و باورنکردني
متن يادداشت‏ها و پيام‏ها را بکاويد!

لوگوي دوستان






لينک دوستان
ساحل نشين اشک
سيد ابراهيم نبوي
علوم دامي-وحيد سعيدي
دانشجويان علوم دامي دانشگاه آزادمشهد-مرکز گلبهار-وبلاگي ديگر از
قرآن مصور
هنوزم کوچه ديدار ما بوي تو داره
نقش خورشيد
آواي آشنا
اشتراک

نام:

ايميل:

 
آرشيو
مطالب خرداد ماه [2]
مطالب ارديبهشت ماه [2]
مطالب فروردين ماه
مطالب اسفند ماه [6]
مطالب بهمن ماه [5]
مطالب دی ماه [6]
مطالب آذر ماه [7]
مطالب آبان ماه [9]
مطالب مهر ماه
مطالب تیر ماه1385 [3]
مطالب مرداد ماه1385 [4]
مطالب شهریور ماه 1385 [3]
مطالب مهر ماه 1385 [4]
مطالب آبان ماه 1385 [4]
مطالب آذر ماه 1385 [4]
مطالب دی ماه 1385 [4]
مطالب بهمن ماه 1385 [5]
مطالب اسفند ماه 1385 [3]
مطالب فروردین ماه 1386
مطالب اردیبهشت ماه 1386 [4]
مطالب خرداد ماه 1386 [3]
مطالب تیر ماه 1386 [3]
مطالب مرداد ماه1386 [3]
مطالب شهريور ماه1386
مطالب آبان ماه1386 [2]
مطالب آذر ماه1386
مطالب دي ماه1386
مطالب بهمن ماه1386 [2]
مطالب اسفند ماه1386 [3]
طراح قالب